دیروز...
باز باران با ترانه . با گهرهای فراون . میخورد بر بام خانه ...
و اما امروز....
باز باران بی ترانه . با تمام بی کسی های شبانه . میخورد بر مرد تنها . میچکد بر فرش خانه .باز می اید
صدای چک چک غم . باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده . نمیدانم ... نمیفهمم کجای قطره های
بی کسی زیباست ؟
*********
سلام . یه میلیارد تا سلام . خوبین ؟
چه خبر با این روز های (سیاه)؟من که با درس و مشق دست و پنجه نرم میکنم . از پیش دانشگاهی
هم خیلی میترسم . توانایی اون همه درس خوندن تو خودم نمیبینم .
خاطراتم هم بوی درس و مدرسه گرفته :
¤ تا حالا شده به معلمتون حرفی رو بزنین که نباید میگفتین ؟
معلم شیمی اومده بود بالای سرمون و مسئله ای رو توضیح میداد . بعد از اینکه حرفش تموم شد
گفتم : برو فهمیدم . (همراه با حرکت دست) .
دوستام که دلشونو گرفتن و رفتن زیر صندلی . (عینه ویبره). منم که اصلا سرمو بالا نیاوردم قیافه
معلممو ببینم .بیچاره راهشو کشید رفت .
منم که ماشالله طبیعی .
. از فردا انگار نه انگار
*********
¤ قبض تلفنمون اومده نجومی . (از تابستون) . فقط دو ساعت داشتم نگاه میکردم ببینم ریال و تومنشو
درست خوندم یا نه !! خوب شد والدین سکته نکردند !!!
جای بسی تامل است ! خوب شد از خونه
بیرونم نکردن . این هم جای تامل داره !
Amo Te